ثروت مظلوم

بردند که بردند

-سال ۱۳۶۰ لوح زرین داریوش هخامنشی که از کاوش های ارنست هرتسفلد در زیر ستون های اصلی کاخ آپادانا بدست آمده بود و از پنج کیلوگرم طلای خالص ساخته شده بود توسط نصرت الله معتمدی رئیس وقت موزه ملی و امین اموال موزه به سرقت رفت و هیچگاه پیدا نشد.

معتمدی در اعترافاتش عنوان کرده بود که این لوح را آب کرده و پس از تبدیل کردن لوح به شمش، آن را فروخته است که البته با توجه به آگاهی وی از قدمت و ارزش واقعی لوح زرین هخامنشی، چنین چیزی غیرممکن بنظر میرسد.

-در سال ۱۳۷۰ جام زرین خشایارشاه هخامنشی به همراه ۱۵ سکه طلا و نقره و یک گردنبند مروارید از نمایشگاه موزه ملی ایران به سرقت رفت و هیچگاه پیدا نشد.

-در سال ۱۳۷۱ شش قلمدان و ۳۸۵ سکه طلا و نقره از بخش اسلامی موزه ملی به سرقت رفت و هرگز از سرنوشت آنها خبری به دست نیامد.

-سرقت ۲۱ قلم اشیاء عتیقه از موزه آبگینه و سفالینه در سال ۱۳۷۹. سارقان از درب شرقی موزه که مخصوص عبور و مرور افراد خاص است به موزه وارد شدند و پس از ضرب و شتم و بیهوش کردن نگهبان به تالارهای موزه رفته و با شکستن ویترین ها ۲۱ اثر تاریخی را به سرقت بردند. گفته شده آنها پس ازخروج هیچ سرنخی از خود به جا نگذاشته اند. تحقیقات پلیس درباره این سرقت ها تاکنون به نتیجه نرسیده است.

-‌در سال ۱۳۸۰ نیز یک کتیبه سنگی با قدمت دوهزار ساله در موزه ملی ایران ناپدید گشت و هر چند که در ابتدا عنوان شد ممکن است که در جابجایی ها در بین اشیاء دیگر قرار گرفته باشد اما خبرهای بعدی حکایت از سرقت این کتیبه ارزشمند داشت.

-سال ۱۳۸۱ یک تابلوی نقاشی از موزه هنرهای ملی و یک رو طاقچه ای زری از کاخ صاحبقرانیه و یک قرآن خطی از موزه پارس شیراز به سرقت رفت و هرگز پیدا نشد.

-سال ۱۳۸۱ در نمایشگاه هفت هزارسال هنر ایرانی در بلژیک یک سنجاق مفرغی با قدمت سه هزار ساله که از ایران به این نمایشگاه رفته بود از داخل محفظه اش به سرقت رفت. دولت بلژیک نیز تنها پنج هزار دلار به ایران خسارت داد که آن زمان با پول ایران حدود چهار میلیون تومان ارزش داشت.-شهریور ۱۳۸۳ یک قالیچه قدیمی با قدمت ۱۵۰ ساله در جریان جابجایی تعدادی از فرش های موزه فرش ایران، دزدیده شد. لیلا دادگر، مدیر وقت موزه از انتخاب ناشیانه دزد اظهار تعجب کرد و گفت: فرش هایی بمراتب ارزشمندتر در کنار این اثر وجود داشت، انتخاب این قالیچه نشان دهنده نا آشنا بودن فرد با آثار فرهنگی ست! سارق که در آن لحظه نتوانسته بود این قالیچه را با خود ببرد، آن را در کنار جوی آب و در زیر یک کیوسک در ضلع جنوبی موزه پنهان کرده بود که خوشبختانه کشف شد و به موزه برگردانده شد.-سال ۱۳۸۴ یکی از نیروهای خدماتی موزه ملی هشت مهر سه هزارساله با نقش یک زن و نیمرخ یک مرد را به سرقت برد اما خوشبختانه نتوانسته بود از موزه خارج کند. کارشناسان پس از بررسی متوجه شدند که سارق مهرهای دزدیده شده را در توالت موزه جاسازی کرده تا در فرصت مناسب آنها را از موزه خارج کند.-آذر ماه ۱۳۸۶ سه تابلوی نفیس قاجاری و صفوی اثر احمد نیریزی و میرزا غلامرضا از تالار خط و کتابت موزه رضا عباسی به سرقت رفت.-سال ۱۳۹۳ صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه تایید کرد که ۲۸ قلم شی تاریخی از موزه معبد آناهیتای کنگاور به سرقت رفته است. على فعله گری مدیر کل میراث فرهنگی کرمانشاه در گفت‌و‌گویی در اینباره گفت: اشیاء سرقت شده ارزش ریالی بسیار زیادی نداشته و سرقت چنین اشیایی احتمالا با هدف تخریب من صورت گرفته است.-سال ۱۳۹۴ در موزه بهبهان ۱۵۰ شی تاریخی به سرقت رفت که با تلاش ماموران انتظامی سارقین دستگیر و اشیاء به موزه بازگردانده شد.-سال ۱۳۹۴ کاخ اصلی مجموعه گلستان در اختیار یک تیم فیلمبردار برای ساخت مجموعه ای تاریخی قرار گرفت و متاسفانه در همین زمان دو گلدان تاریخی در آن مجموعه مفقود شد و تحقیقات بعدی نیز راه بجایی نبرد و تا امروز از سرنوشت گلدان ها خبری در دسترس نیست. سرنوشتی که احتمالا در انتظار آلبوم عکس تازه مفقود شده هم باشد.

در آخرین مورد از سرقت یا مفقود شدن اشیاء تاریخی در روزهای اخیر گفته شده که یک آلبوم ناصری در کاخ گلستان ناپدید شده و مسئولان کاخ گلستان پس از شش ماه جستجو همچنان اظهار امیدواری میکنند که این اثر احتمالا در گوشه ای از کاخ از چشم ها پنهان شده باشد.

پی نوشت ۱: این موارد جدای از سرقت آثار ارزشمند و کتیبه های تاریخی در کوه ها و قلعه ها و سایت های باستانی کشورمان توسط قاچاقچیان عتیقه است که متاسفانه در این زمینه نیز بسیاری افراد به سبب مشکلات عدیده اقتصادی و ناآگاهی از ارزش فرهنگی این اشیاء و آثار، اقدام به تخریب و جداسازی کتیبه های باستانی و سرقت اشیاء تاریخی کشورمان میکنند.پی نوشت ۲: موزه ها نمایش دهنده فرهنگ و تاریخ کشور عزیزمان ایران است. تاریخی به بلندای انسان های پارینه سنگی و فرهنگی غنی به قدمت منشور کوروش.منبع سبزوار نیوز

منبع: سبزوار نیوز

انتخاب :امیر تهرانی

کتابی که ابن سینا چهل و یکبار آنرا خواند

شبه یادداشتها

اردیبهشت 1402

هنر چگونه کتاب خواندن

ابن سینا چهل بار کتاب متافیزیک ارسطو را خواند. طبق گفته خودش این چهل بار خواندن نتوانست منظور ارسطو را از نوشتن کتابی تحت عنوان " متافیزیک یا مابعد الطبیعه به او بفهماند . تا این که روزی در بازار کتابی از فارابی دیگر دانشمند نامدار ایرانی و با عنوان " مفهوم کتاب متافیزیک ارسطو " را یافت وبا خواندن آن به هدف ارسطو پی برد.ظاهرا مشکل از اصطلاح متافیزیک یا مابعد الطبیعه بود و ابن سینا انتظار داشت که بر اساس نام کتاب مطالب آن نیز در باره حکمت الهی باشد . با این حساب ابن سینا 41 با ر کتاب متافیزیک ارسطو را خواند.

شوپنهاور دانشمند آلمانی زمانی گفته بود:

"هر کتابی که به‌خواندنش می‌ارزد باید در آن واحد دوبار خوانده شود، رعایت دستور فوق دو علت دارد یکی این‌که در مطالعه دوم، قسمت‌های مختلف کتاب بهتر درک می‌شود و قسمت آغاز کتاب موقعی نیک فهمیده می‌شود که از پایان آن نیز مطلع باشیم و دیگر این‌که در این دو مطالعه وضع روحی ما یکسان نیست، در مطالعه دوم ما نظر تازه‌ای نسبت به هر قسمت پیدا کرده و طور دیگر تحت تأثیر آن کتاب قرار می‌گیریم."

امیر تهرانی

مشکل ترین کار

شبه یادداشتها

24 اردیبهشت

لیون تولستوی نویسنده نامدار روسیه گفته مشهوری دارد که ریشه و بنیان اصلی خرابی کار جهان را نشان می دهد و آن گفته این است:

"همه می خواهند بشریت را عوض کنند، ولی افسوس هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند."

گویا این که ما خودمان را درست کنیم و بسازیم و نسخه و نمونه عالی بشری بشویم مشکل ترین کار در این جهان است.

امیر تهرانی

ویل دو رانت: من از روسها می ترسم

شبه یادداشتها

من از روسها می ترسم:

«ویل دورانت» تار یخنگار مشهور و نویسنده کتاب تا ریخ ویل دورانت در یادداشت‌های خود بر ادبیات جهان درباره‌ی کتاب‌های نویسندگان روسی می‌نویسد:

«من از روس‌ها می‌ترسم. توان، طاقت، جرئت و نیرویشان را هم در ادبیات، در ارتش و در وجود دانشمندان، آهنگسازان، باله، سینما و هم در حفظ دولت پیچیده و نامتعارفشان احساس می‌کنم. در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم تولستوی و داستایفسکی بزرگترین رمان‌های همه‌ی اعصار را خلق کردند. در موسیقی به چنان پیشرفتی رسیدند که برتری آلمان را در سمفونی و قدرت ایتالیا در اپرا را زیر سوال بردند. این روس‌ها بودند که ارتش هیتلر را از استالینگراد به برلین عقب راندند و جنگ علیه نازی‌ها را به پایان رساندند. سطری از نوشته‌ی‌ داستایفسکی «اگر خدا مرده باشد همه چیز مجاز است.» زوال اخلاقی دنیای مسیحیت را نشان همگان داد.»

ضمنا تولستوی در ابتدای کتاب جنگ و صلح از زبان یک شاهزاده خانم روسی می نویسد: اروپا باید توسط روسیه مدیریت شود.

امیر تهرانی

راز بزرگ خوش شانسها

خوش شانس ها چه تفاوتی دارند؟

ریچارد وایزمن، روانشناس دانشگاه هارتفوردشایر در پی تحقیقات طولانی توانسته " عامل شانس " را بیابد و به این نتیجه رسیده است که می توان بدشانسی را تغییر داد البته با انجام سه دستور العمل

-به ندای درونی خود گوش دهید ! زیرا انجام چنین کاری اکثرا نتیجه مثبت دارد .

-از تجربه های جدید با روی باز استقبال کنید و عادتهای قدیمی را کنار بگذارید!

-هر روز چند دقیقه د باره وقایع مثبت در زندگی خود بیاندیشید

:وایزمن در این ارتباط می گوید

آیا هرگز فکر کرده اید چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند درحالی که سایرین همیشه "بدشانس" هستند؟

من ده سال پیش مطالعه تحقیقاتی راو برای بررسی چیزی که مردم آن را "شانس" می خوانند، آغاز کردم .در حقیقت می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه به سراغ برخی از مردم می رود، امابا دیگران کاری ندارد .. ساده تر بگویم : چرا بعضی از مردم "خوش شانس" و عده دیگر "بدشانس" هستند ؟

یک آزمایش ساده علت بد شانسی و خوش شانسی را مشخص کرد

برای آن که به راز این موضوع مهم پی ببرم آگهی هایی در روزنامه ها منتشر کردم و از آنانی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند تقاصا کردم با من تماس بگیرند .

خوشبختانه صدها نفر داوطلب شدند و من طی سال های گذشته زندگی شان را تحت نظر گرفتم، با آنان صحبت کروم و آنان را تشویق کردم تا در آزمایش های من شرکت کنند .

نتیجه اصلی این بود:کلید خوش شانسی یا بدشانسی در افکار انسانها نهفته است .

چون خوش شانس ها همیشه از فرصت ها استقبال می کنند ولی بد شانس ها به آنها توجهی ندارند

این روانشناس برای اثبات نظریه خود دست به آزمایش جالبی می زند .

وبه هر دو گروه "خوش شانس" و "بدشانس" روزنامه ای می دهد و از آنان می خواهد تا آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست .

در ضمن به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار می دهد که در آن نوشته شده بود: "اگر به سرپرست این بررسی اطلاع دهید که شما هم این آگهی را دیده اید ۲۵۰ پوند پاداش خواهید گرفت ."

علیرغم آن که این آگهی نصف صفحه روزنامه را در بر گرفته بود و با حروف بسیار درشت چاپ شده بود، ولی فقط گروه خوش شانس آنرا دیده بودندو هیچ یک از بد شانسها آنرا مشاهده نکرده بودند.

یعنی بطور عمد از خواندن آن اجتناب کرده بودند.

در ضمن در این بررسیها مشخص شد افراد بد شناس اغلب در یک حال عصبی بسر می برند و همین فشار عصبی است که قدرت تشخیص فرصتها را مختل می کند.

با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می کردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند .

مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آن ها در توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند .

دیگر آن که آدم های خوش به همه آنچه که در اطرافشان می گذرد توجه دارند. در حالی که بدشانسها فقط در جستجوی چیزهای محدود هستند.