فقط در اینصورت سکوت بجای هیاهو برجهان حکمفرما می شد.

شبه یادداشتها

نا پلون بناپارت گفته است:

" تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازهٔ دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم می‌شد."

من بر این باورم که اگر صداقت را نیز بعد از کلمه دانش بیاوریم و همه به آن پایبند باشند، در آن صورت یک سکوت واقعی بر جهان حکمفرما می شود.

امیر تهر انی

چرا دروغگویی رواج می یابد؟

شبه یادداشتها

تیمور لنگ که نیمی از عمر خود را روی اسب گذارند تا 1/5 از مردم جهان را بکام مرگ بفرستد،پر سیده بود: ایرانیها وقتی باهم سخن می گویند از یک اصطلاح استفاده می کنند که در آن "راستی" وجود دارد...این اصطلاح چیست؟

به تیمور گفته شده بود: ایرانیها به یکدیگر سفارش می کنند:

"راستی رستی!" یعنی اگر رایت بگویی نجات می یابی.

تیمور خونریز گفته بود: برای من مهر فرمان و نامه ای بسازید که روی آن حک شده باشد: راستی

مهر1- وقتی کودک، نوجوان و جوان از ترس سرزنش شدید و حتی تنبیه از گفتن حقیقت خودداری کنند، این ویژگی دروغگویی در آنان نهادینه شده و و قتی نیز به جامعه واردمی شوند، در بسیاری از موارد دروغ می گویند.

2- هم چنین وقتی عدالت اجتماعی رعایت نشود اشخاصی را که قبلا درستکار و درست کردار بودند وسوسه می‌کند تا دروغ بگویند تا از مجازات شدن بگریزند.

3- تا زمانی که افراد بالاسری(مدیر، رییس،...) دارای اخلاق خود خواهانه بوده و از آن تیپ مدیران باشند که سعی می کنند با داد و فریاد به استقبال سخن زیر دست خود بروند، دروغگویی غیر قابل اجتناب خواهد بود.

امیر تهرانی

تا آخر عمر نمی داند...

شبه یادداشتها

کنفوسیوس فیلسوف چینی گفته بود:

"وقتی کسی پرسشَی می کند،ممکن است برای یک دقیقه نادان بنظر برسد، اما کسی که هر گز پرسش نمی کند همه عمر نادان خواهد ماند."

بر این اساس و از آنجا که انسان با مطالعه و خواندن کتابهای مختلف و خوب به دانایی می رسد و این سریعترین و آسانترین روش کسب دانایی و آگاهی است،می توان نتیجه گرفت :کسی کتاب نمی خواند و اهل مطالعه نیست ، تا آخر عمر نا آگاه خواهد ماند .

امیر تهرانی

ابر انسان و در یا

شبه یادداشتها

یک ابر انسان هر جا که باشد بزرگ است. این ابر انسان همان کس است که به گفته نیچه ، آن پیامبر باستانی ایران یعنی زرتشت می خواست پس از فرو شدن از مغاک برروی زمین تربیت کند و بسازد.

گویند شخصی به نزد سالکی بزرگ رسید که از خانه بیرون نمی شد. او خطاب به سالک گفت: ای مرد خدای ! آب استخر که در جایی ثابت بماند می گندد، تو نیز قدری روان شو و از خانه بدر آی!

سالک گفت: دریا باش نگندی!

امیر تهرانی

چه کاری انجام دهبم تااز  دلهره و اصطرابمان کاسته شود؟

برخی فلسفه گران و اندیشه ورزان بخصوص هستی گرایان به چهار نوع دلهره باور دارند:

-دلهره هستی و نیستی

-دلهره اکنون و اینجا(زمان و مکان)

-دلهره مرگ

- دلهره آزادی

-در مورد اول، پای اضطراب از دست دادن کسی و یا چیزی و یا خودمان در بین است، یا شاید هم بطور کلی پرسیده شود: اینها که هستند اگر نباشند چه می شود؟

-در مورد اینجا و اکنون : بسی از اوقات آرزو می کنیم ایکاش در زمان حال نبودیم، یا در گذشته بودیم و یا در آینده... و یا مثلا ایکاش اکنون در این مکان که هستیم نبودیم و جای دیگر ی بودیم. همین فکر دلهره آورست ، چون هیچ گونه امکانی برای پرش به گذشته و آینده وجودندارد.

-دلهره مرگ، این یکی ماننددینامیت روانی است، می تواند شخص را حیران و بی قرار سازد. ..ترس از نبودن و مردن ....اصولا انسان در دو مورد اختیار ی ندارد: یکی بدنیا آمدن و دیگری از دنیا رفتن...

- مورد آخرین ...مورد آزادی است ...وقتی می گویند : شما آزادید...هرطور که خواستید رفتار و اقدام کنید! اما شما پاسخگوی خود- تان هستید.در اینجاست که انسانها بدنبال حامی می گردند، کسی که بار پا سخگویی بر دوش او باشد.

اما این که این دلهره ها و اضطراب ها را می توان برطرف نمود، روانشناسان راه حل هایی یافته اند که تا حدود کمی مفید می باشند و روانپزشکان انبوهی از داروهای تخدیری در اختیار دارند که تجویز می کنند و خود آنان در خیلی از موارد آثار سوء دارند و در خیلی موارد هم موثر هستند.

اما راه چاره کلی بستگی به طرز فکر معنوی و روحی انسانها دارد:

باور مندها که به یک سر چشمه لا یزال قدرت واقعا ایمان دارند کمتر دچار مشکلات این گونه ای هستند و اگر هم باشند با اعتماد بر همان سرچشمه لایزال از چنگال دلهره ها بیرون می جهند .

در مورد بدون باور ان بناچار می بایست یا به الکل و مواد مخدر پناه ببرند ویا از دارو درمانهای روانپزشکان استفاده کنند و مشتری مادام العمر آنان باشند.؟ومتاسفانه میزان خودکشی در میان گروه دوم زیاد است.

بطور خلاصه:

در مو رد نخستین اگر واقعا دارای ایدیولوژی قوی و ایمان واقعی باشید دلهره یا به سراغتان نمی آید و یا اگر بیاید ، قفل ایمان شما نمی گذارد آن " دینامیت روانی" منفجر شود.

اما در مورد دوم راه موفقیت آمیز روحی قوی وجود ندارد و قفل دینامیت روانی هر لحظه امکان پرش و باز شدن دا رد.

پس باور به یک ابر سرچشمه عالی و قدرت و د ر ضمن شخص نیز کاری را که از او ساخته است انجام دهد و در روش فکری خود معقولانه باشد می توانند از دلهره و اضطراب تا حد زیادی بکاهند.

امیر تهرانی


از تاریکی به نور

شبه یادداشتها

مارتین لوتر گینگ رهبر سیاهپوستان امریکا در یکی از سخنرانیهای خود گفته بود:

"تاریکی نمی تواند ما را از تاریکی برهاند، تنها نور می تواند چنین ویژگی داشته باشد.

پس نفرت نمی تواند ما را از نفرت برهاند، و تنها عشق می تواند چنین کند."

اگر به اوضاع و احوال خانواده ها، خاندان ها، محله ها ، شهر ها ، کشور ها بصورت دقیق نظری بیاندازیم در می یابیم در هر فضا که جغد نفرت به پرواز در آمده ، پیش از پرواز آن می بایست تاریکی همه جا را فرا گر فته باشد.

چه بستگیها و تنش ها که با عشق،و مهربانی رفع می شوند ولی انسان به آن بی اعتناست و همواره در شیپور نفرت می دمد.

امیر تهرانی

سوء ظن  یا دورویی و ریاکاری ،کدام مخرب ترهستند؟

شبه یادداشتها

سوء ظن یا دورویی و ریاکاری؟

فرانسیس بیکن فیلسوف مشهور گفته است :

"سؤظن، در جمع خصال، به گونه جغد در حلقه پرندگان است؛ آن‌ها همیشه در تاریکی پرواز می‌کنند."

​​​​من می خواهم از روح بلند این فیلسوف و متفکر اجازه گرفته و در گفتار او فقط و فقط یک واژه اضافه و یک واژه حذف کنم.بنظر من که نه فیلسوفم و نه مشهور این گو نه گفتار بیکن کوبندگی و تاثیر بیشتری خواهد داشت، چون مصداق بیشتری پیدا می کند:

"دورویی(ریا و پنهانکاری) در جمع خصال مانند جغد در حلقه پرندگان است، آنها همیشه در تاریکی پروا ز می کنند."

امیر تهرانی

چگونه کشورها خوشبخت می شوند؟

چرا مردم کشورهایی مانند فنلاند،نروژ،،سوییس،کانادا،استرالیا،

سنگاپورو...خوشبخت معرفی شده اند؟

پژوهشگران دریک بررسی تازه و تحقیقاتی به این نگرش رسیدند که کشورهای خوشبخت و ملل خوشبخت حتما از مزایای زیر بهره مند هستند :

-تولید کافی ناخالص داخلی،

- بالابودن سطح حمایت های اجتماعی،

-میانگین خوب عمر افراد،

-امنیت شغلی،

- احترام به آزادی های فردی، اجتماعی و مدنی،

-پایین بودن سطح فساد اداری و مالی و برخی کشورها در حد صفر

-درستکاری و طبق قانون عمل کردن دولتها

-محیط زندگی امن،

- نزدیکی به طبیعت،

- فراهم بودن خدمات اساسی و ضروری،

- رعایت انضباط و قانون در سطح ملی

امیر تهرانی

استعداد ویژه نیما یوشیج

شبه یادداشتها

از نیما یوشیج پدر شعر نو ایران گفتار خوبی وجود دارد که می تواند برای هرکس کار ساز باشد:

"من به قدر ی میتوانم خود را فرود بیاورم که از یک ترانه ی روستایی همانقدر کیف ببرم که یک نفر روستایی با ذوق و احساسات ساده ی خود کیف میبرد.

از اینجاست که خواهید دید سرچشمه های ذوق بشری چقدر وسیع و متفاوت است و چه مملو از اسرارخود و چقدر بزرگترها مدیون کوچکترها هستند و این شخصیتهای اینقدر تعریفی و سربلند با چه شخصیتهای آنقدر گمنام و ناچیز سروکار دارند."

اگر بتوانیم حرف و سخن دیگران را درک کنیم در آن صورت قادر خواهیم بود با آنان براحتی زندگی کنیم. اکثر اختلافات از عدم درک صحیح یکدیگر است.

امیر تهرانی

اشرار کیستند؟

شبه یادداشتها

افلاطون :"اشرار، کسانی را گویند که عیوب مردم را جستجو می‌کنند و به ‌آن می‌چسبند و نیکویی آن‌ها را به دست فراموشی می‌سپارند؛ مانند مگسی که در جاهای کثیف می‌نشیند و از جاهای تمیز دوری می‌کند."

نتیجه: بر این مبنا ما نیاز به تجدید نظر در مبناهای فکری خود داریم.

امیر تهرانی

اشرار کیستند؟

شبه یادداشتها

افلاطون :"اشرار، کسانی را گویند که عیوب مردم را جستجو می‌کنند و به ‌آن می‌چسبند و نیکویی آن‌ها را به دست فراموشی می‌سپارند؛ مانند مگسی که در جاهای کثیف می‌نشیند و از جاهای تمیز دوری می‌کند."

نتیجه: بر این مبنا ما نیاز به تجدید نظر در مبناهای فکری خود داریم.

امیر تهرانی

اشرار از نظر افلاطون

شبه یادداشتها

افلاطون :"اشرار، کسانی را گویند که عیوب مردم را جستجو می‌کنند و به ‌آن می‌چسبند و نیکویی آن‌ها را به دست فراموشی می‌سپارند؛ مانند مگسی که در جاهای کثیف می‌نشیند و از جاهای تمیز دوری می‌کند."

نتیجه: بر این مبنا ما نیاز به تجدید نظر در مبناهای فکری خود داریم.

امیر تهرانی

بروس لی از کدام حریف می ترسید؟

شبه یادداشتها

بروس لی بنیانگذار کاراته جیت کاندو و قهرمان افسانه ای کونگ فو گفتار جالبی دارد :

"من از یک حریف که ده هزار بار ضربه های مختلف پا را تمرین کرده نمی ترسم و لی از حریفی می ترسم که یک ضربه بخصوص پا را ده هزار بار تکرار کرده است."

اصل تجربه و تمرکز!!!

امیر تهرانی

خوشبختی همین نزدیکیها ست اما...

شبه یادداشتها

فرمول خوشبختی

امروز برای نخستین بار گفتاری از مونتسکیو را خواندم که مرا شگفت زده نمود. ایکاش این گونه گفتار ها در کلاس های دزس عنوان می شد تا راه گشای آینده جوانان باشد. مونتسکیو در باره رسیدن به خوشبختی این فرمول را عرضه کرده است که کاملا منطقی می باشد:

*آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق می شود، اما او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است؛ زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور می کند."

امیر تهرانی

راز عقب ماندگی هر انسان

شبه یادداشتها

آبراهام مزلو گفته است:

"اگر آگاهانه طرحی درافکنده اید که از آنچه در توان شماست کمتر باشید، به شما هشدار می دهم که تا آخر عمرتان ناشادمان خواهید بود."

. شاید در ابتدا چیزی از خوانش گفتار فوق بدست نیاید و لی پس، از یکی دوبار مطالعه به منظور گوینده پی می بریم:

اگر عمدا تصمیم گرفته اید شخصی باشید کمتر از حد توانایی خود در آن صورت غم این تصمیم نادرست را تا پایان عمر با خود خواهید داشت.

امیر تهرانی

خردمند کیست، روشنفکر کیست؟

خردمندان کیستند؟

-افراد خردمند در بحران‌ها آرامش خود را حفظ می‌کنند ودر مواقع بحرانی، به صورت جامع به قضیه نگاه می‌کنند.

-انسان‌های خردمند، متفکر و درون‌اندیش هستند.

-آنان هستند که بر گروه اثر می گذارند نه آنکه مانند کاهی در مسیر باد همراه گروه برده شوند.

-به پیامها، گفته ها، نقل قولها، روایتهای تاریخی و خبری با دیدی تحلیلگرانه نگاه می کنند.

- آن‌ها محدودیت‌های دانش و توانایی خود را می‌شناسند،و می‌توانند از زوایای مختلف به مسائل نگاه کنند.

-این افراد در موقعیت‌های به نظر منفی، می‌توانند مثبت اندیش باشند

-یک فرد خردمند می‌تواند ذهنش را طور برنامه‌ریزی کند که بین منافع شخصی خود و منافع دیگران تعادل برقرار کند.

-یک فرد خردمند می‌تواند بین طولانی مدت و کوتاه مدت تعادل برقرار کند و تمام شرایط برای سازگار شدن با موقعیت کنونی را فراهم کند. البته همواره سعی در تغییر شکل شرایط فعلی دارد و به دنبال خلق یک موقعیت جدید است.

-آنان سعی دارند خردمندترباشند و در نتیجه سعی می کنند بتوانند منافع مختلف به هنگام مواجهه با یک معما و دو راهی را ارزیابی کنند؛ یعنی هم منافع کوتاه مدت و هم منافع بلند مدت. بعلاوه‌ی اینکه به محیط درحال تغییر خود و اینکه به چه شکلی ممکن است در بیاید، دقت کنید.

- آنان همواره در پی دانستن و دانایی هستند و در باره موضوعی که نمی دانند و یا اندکی می دانند نظر نمی دهند.

-از گفتن نمی دانم، باید بپر سم، و... واهمه و ترس ندارند.

-ادعای همه چیز دانایی ندارند.

-بدنبال در گیری ها و تنش های بی نتیجه با دیگران نیستند.

-خطر را زودتر تشخیص می دهند و در فکر چاره بر می آیند.

-در زمان حال زندگی می کنند و برای آینده طراحی می نمایند.

حال شمابه این فهرست بیافزایید!

امیر تهرانی

خردمند کیست، روشنفکر کیست؟

خردمندان کیستند؟

-افراد خردمند در بحران‌ها آرامش خود را حفظ می‌کنند ودر مواقع بحرانی، به صورت جامع به قضیه نگاه می‌کنند.

-انسان‌های خردمند، متفکر و درون‌اندیش هستند.

-آنان هستند که بر گروه اثر می گذارند نه آنکه مانند کاهی در مسیر باد همراه گروه برده شوند.

-به پیامها، گفته ها، نقل قولها، روایتهای تاریخی و خبری با دیدی تحلیلگرانه نگاه می کنند.

- آن‌ها محدودیت‌های دانش و توانایی خود را می‌شناسند،و می‌توانند از زوایای مختلف به مسائل نگاه کنند.

-این افراد در موقعیت‌های به نظر منفی، می‌توانند مثبت اندیش باشند

-یک فرد خردمند می‌تواند ذهنش را طور برنامه‌ریزی کند که بین منافع شخصی خود و منافع دیگران تعادل برقرار کند.

-یک فرد خردمند می‌تواند بین طولانی مدت و کوتاه مدت تعادل برقرار کند و تمام شرایط برای سازگار شدن با موقعیت کنونی را فراهم کند. البته همواره سعی در تغییر شکل شرایط فعلی دارد و به دنبال خلق یک موقعیت جدید است.

-آنان سعی دارند خردمندترباشند و در نتیجه سعی می کنند بتوانند منافع مختلف به هنگام مواجهه با یک معما و دو راهی را ارزیابی کنند؛ یعنی هم منافع کوتاه مدت و هم منافع بلند مدت. بعلاوه‌ی اینکه به محیط درحال تغییر خود و اینکه به چه شکلی ممکن است در بیاید، دقت کنید.

- آنان همواره در پی دانستن و دانایی هستند و در باره موضوعی که نمی دانند و یا اندکی می دانند نظر نمی دهند.

-از گفتن نمی دانم، باید بپر سم، و... واهمه و ترس ندارند.

-ادعای همه چیز دانایی ندارند.

-بدنبال در گیری ها و تنش های بی نتیجه با دیگران نیستند.

-خطر را زودتر تشخیص می دهند و در فکر چاره بر می آیند.

-در زمان حال زندگی می کنند و برای آینده طراحی می نمایند.

حال شمابه این فهرست بیافزایید!

امیر تهرانی

بخت اگر مدد کند...

شبه یادداشتها

می توان گفت که بخت خوب و بد هم می تواند یکی از عوامل پیشرفت باشد. چون ما در اطراف خود بعضیها را می بینیم که هر کاری می کنند اموراتشان اکثرا به سودشان تمام می شود.

و لی در مقابل گروهی نیز هستند که هر چه می دوند ، هر چه زحمت می کشند موفقیتی بدست نمی آورند... چرا؟. راستی چرا؟ :

-شاید راه را اشتباه رفته اند.

- شاید دیر اقدام کرده اند؟

-شاید عجله کرده اند؟

شاید پشت کار نداشته اند؟

- همه اینها می تواند درست باشد.

اما محرومانی فراوان نیز بوده اند که علیرغم شکستها پیروز شده اند. شاید بقول بتهون آنان مانند خدای افسانه ای " اطلس" گنبد آسمان را بر دوش گرفته اند و بر تقدیر و بخت نامساعد پیروز شده اند.

پس راهی برای شکست بخت نامساعد وجود دارد و آن پشتکار است و خدا پدر کار را بیامرزد

اما اگر هر راهی رفتیم و نشد و هرچه زحمت کشیدیم و به جایی نرسید، در این گو نه مواردعلت ناکامی چیست؟

یک نکته را نیز باید ذکرکنم و آن این که برخی گناه عدم موفقیت را به موقعیت جغرافیایی نسبت می دهند و معتقدند بعضی منطقه ها، بعضی شهر ها ، بعضی قاره ها در گیر نوعی در هم تنیدگی امور بوده و این که سیستم برای پیشرفت عمومی مناسب نیست.

امااگر شخصی باغی و زمینی را بدون برنامه ریزی خرید و ناگهان در آن باغ و یا زمین گنجی یافت ، و یا آن که بعد کوتاه مدت پس از خرید بورس آن منطقه بالا گرفت و بدون دخالت خریدار قیمت بالاگرفت و خریدار باغ و زمین را به قیمتی خوب فروخت ،این همان چیزی است که به بخت و اقبال معروف می باشد.

چون کاری توسط شخصی صورت گرفته و نتیجه ای داده که هر گز انتظار اش نمی رفته بنابراین چنین موفقیتی جزو اتفاقات نادر بوده است.

ابن سینا چنین واقعه ای را که هیچ گونه برنامه ریزی خاصی در ارتباط با نتیجه بدست آمده صورت نگرفته بخت می نامد و آنرا جز و حوادث حداکثری و دایمی به شمار نمی آورد.

اتفاق حداکثری و دایمی آن گونه امور و وقایعی است که اغلب اتفاق می افتد .

ولی اتفاق غیر دایمی و نادر سازنده و موفقیت آورنده جزو آن اموراتی است که بخت خوب نام دارد.

امیر تهرانی

اما اگر هر راهی رفتیم و نشد و هرچه زحمت کشیدیم و به جایی نرسید، در این گو نه موارد

علت ناکامی چیست؟

یک نکته را نیز باید ذکرکنم و آن این که برخی گناه عدم موفقیت را به موقعیت جغرافیایی نسبت می دهند و معتقدند بعضی منطقه ها، بعضی شهر ها ، بعضی قاره ها در گیر نوعی در هم تنیدگی امور بوده و این که سیستم برای پیشرفت عمومی مناسب نیست.

ولی اگر شخصی باغی و زمینی را بدون برنامه ریزی خرید و ناگهان در آن باغ و یا زمین گنجی یافت ، و یا آن که بعد کوتاه مدت پس از خرید بورس آن منطقه بالا گرفت و بدون دخالت خریدار قیمت بالاگرفت و خریدار باغ و زمین را به قیمتی خوب فروخت ،این همان چیزی است که به بخت و اقبال معروف می باشد.

چون کاری توسط شخصی صورت گرفته و نتیجه ای داده که هر گز انتظار اش نمی رفته بنابراین چنین موفقیتی جزو اتفاقات نادر بوده است.

ابن سینا چنین واقعه ای را که هیچ گونه برنامه ریزی خاصی در ارتباط با نتیجه بدست آمده صورت نگرفته بخت می نامد و آنرا جز و حوادث حداکثری و دایمی به شمار نمی آورد.

اتفاق حداکثری و دایمی آن گونه امور و وقایعی است که اغلب اتفاق می افتد .

ولی اتفاق غیر دایمی و نادر سازنده و موفقیت آورنده جزو آن اموراتی است که بخت خوب نام دارد.

امیر تهرانی

روانشناسانی که دروغگو و نژاد پرست بودند

روانشناسی و نژاد پرستی

باید مردم شرق و غیر غربی وغیر اروپایی خود کتاب ها ی انسان شناسی، جامعه شناسی، روانشناسی و مردم شناسی اشان را بنویسند. برای نمونه کتاب زمینه روانشناسی اتکینسون و هیلگارد که فعلا در ایران به چاپ شانزدهم رسیده است اکنون بعنوان کتاب نژاد پرستی معرفی شده است.

چون دو پژوهشگر بنامهای اوسو بمپاه و هویت در سال (۱۹۹۴) مدارکِ آشکاری از تبعیضِ نژادی در تکست بوکهای مشهورِ روانشناسیِ ، آتکینسون، اسمیت و بم (۱۹۹۳) را منتشر کردند که پرده از راز های مهمی برداشتند.

  • آنها نشان دادند که آتکینسون و دیگران، فرهنگ‌ها را بر مبنای غربی بودن یا غربی نبودن دسته‌بندی کرده‌اند.
  • (کتاب زمینه روان شناسی اتکینسون و هیلگارد نوشته: سوزان نولن ، هکسماو... ، )

  • در تقسیم بندیِ آنها تمامیِ فرهنگ‌های غربی در یک گروه و بقیهٔ فرهنگ‌های جهان در گروه دیگر قرار می‌گیرند.
  • آنها همچنین متوجه شدند که در بررسی قبایلِ آفریقایی هیچ گونه تلاشی جهتِ مشخص نمودنِ اینکه کدامیک از قبایلِ آفریقایی موردِ مطالعه هستند صورت نگرفته‌است.
  • هوویت و اوسو بمپاه طی مطالعات خود چنین نتیجه گرفتند: «آتکینسون و دیگران (۱۹۹۳) فرهنگ‌های دیگر را بر مبنای تکنولوژی و دستاوردهای فرهنگی اروپا و آمریکا ارزیابی کرده‌اند.
  • هم چنین آنان ثابت نمودند که فرهنگ‌هایی که دارای استانداردهای مستبدانهٔ اروپا محور نیستند اغلب با عناوینِ « ابتدایی »، «توسعه نیافته » یا در بهترین حالت، «در حال توسعه » توصیف می‌شوند. لازم است که مدرسان کتابهای فوق به هنگام تدریس این کتابها این نکات را به دانشجویان خود بیاموزند.
  • در این دسته بندیِ نژاد پرستانه، تمامیِ اخلاقیات، آیین های قومی - مذهبی، و… نادیده انگاشته شده‌اند.
  • این نوع نگرش نتیجه‌ای جز برتر شمردنِ سفید پوستان و آنهم از نوع غر بیش و تاییدِ شیوه‌های زندگی آنها و از طرفِ دیگر محرومیتِ دیگر ملل و تحقیر فرهنگِ ایشان به همراه نداشته‌است.
  • آن‌ها پس از بررسیِ تمامیِ مباحثِ مجله‌ها ی روانشناسی اجتماعی و کلینیکی بریتانیا طی سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۸۰ با نهایتِ حیرت دریافتند که در بررسیِ شخصیتیِ افرادِ فرهنگ های غیر غربی از تست‌های غربی که هیچ تناسبی با فرهنگ‌های مذکور نداشتند استفاده شده‌است.
  • همانطوری که آنها نشان داده‌اند: «هیچ تلاشی در جهتِ فهمِ ساختارهای شخصیتیِ فرهنگ‌های دیگر (مثلاً غنایی‌ها یا چینی‌ها) از طریقِ دیدگاه های موجود در همان فرهنگ‌ها صورت نگرفته‌است و آنچه ارائه شده‌است بررسی این فرهنگ‌ها با ملاک‌های غربی و نامربوط بوده‌است.»
  • این نوع آموزش ها مردمان غیر اروپایی و غیر آمریکایی را غیر مستقیم به سمت ضعف شخصیت و خود کوچک بینی سوق می دهد و او را وا می دارد که از همه هستی و شخصیت خود بگذرد تا همسو با غربیها و اروپاییها شود.
  • یک نکته بارز در مورد ژاپن که بصورت استثناء در آمده این است که ژاپن مدرنیته را پذیرفت ولی فرهنگ خود را منهدم نساخت و به آن پای بند ماند.
  • منبع : مبانی شناخت انسان: نوشته مایکل آیزنگ
  • به روایت ویکپدیا
  • امیر تهرانی

شبه فیلسوف ها

شبه یادداشتها

در یونان قدیم و بر اساس یک روش سقراطی هر کس که "دوستدار دانایی" بود را فیلسوف می نامیدند. چنانکه سقراط خودش را فیلسوف می نامید والبته فیلسوف به معنای واقعی که عمیقا روحش و ذهنش در جستجوی دانایی است.

متاسفانه امروزه بسیاری مطالعه می کنند، کتاب و مقاله می خوانند، وبدنبال دانایی هستند و لی این جستجوی آنان همراه با تفکر منطقی نیست.

به همین دلیل است که ما در جهان

" شبه فیلسوف" زیاد داریم.

امیر تهرانی

از عشق تا عشق

شبه یادداشتها

اریش فروم روانشناس مشهور عشق را به سه گروه تقسیم بندی کرده و علت هر نوع " عشق" را این گونه توجیه می کند:

عشق کودکانه از این قانون پیروی می کندکه "دوست دارم چون دوستم دارند.

" قانون عشق بالغانه این است:"دوستم دارند چون دوست دارم.

عشق رشد نیافته می گوید:"دوستت دارم چون به تو نیاز دارم"

عشق بالغانه می گوید:"به تو نیاز دارم چون دوستت دارم. "

امیر تهرانی

لگد های چموش آینده

شبه یادداشتها

در دنیا دونوع انسان وجود دارد :

1- مردمانی که در شرایط سخت و بلا زده ای بسر می برند ولی علیرغم این وضعیت سخت عمیقا باوردارند که روزگارشان بهبود می یابد و احوالات زندگی بهبود می یابد . این گونه مردم بسیار راضی‌تر از مردمان گروه دوم هستند.

2-.گروه دوم آنانی هستند که غرق در ثروت و نعمت بسر می برند اما هیشه فکر خوره مانندی دارند و مدام ترسی دارند که زجرشان می دهد و همواره پرشهای لغزان فکری دور از شعور در ذهن دارند و فکر می‌کنند وضعشان در آینده بسیار بدتر خواهد شد.

این گزارش تحلیلی به ما می فهماند که متاسفانه نگرانی بیهوده نسبت به آینده می‌تواند هم چون ابری سیاه بر زندگی امروز سایه افکنده و این گونه مردم هر از گاهی لگد چمو‌شی از آینده نیامده در یافت می کنند .

امیر تهرانی

فقط انسان می تواند خودش نباشد

شبه یادداشتها

. ویکتور هوگو ستاره درخشان آسمان ادبیات فرانسه زمانی مطلبی گفته بود که نیاز به توجه بسیار دارد زیرا این مطلب ظرفیت خارق العاده انسان را نشان می دهد:

"هرگز در میان موجودات، مخلوقی که برای کبوتر شدن آفریده شده، کرکس نمی شود. این ویژگی در میان هیچیک از مخلوقات نیست جز آدمیان."

به بیان دیگر انسان می تواند هیولا هم بشود.

امیر تهرانی

چرا برخی مانند دیو می شوند؟

شبه یادداشتها

برخی از ما آدمیان سعی می کنیم و یا فکر می کنیم که دیو درونمان را بیرون کنیم و با فرشتگان هم پرواز شویم. اما ناگهان خود را دیو سیرت و گرگ صفت می یابیم.

چرا این گونه می شود؟ به این پرسش چند گونه پاسخ می توان داد. برای مثال نیچه که خود مشکلات فراوان داشت این نکته را یاد آوری کرده است که:

"و نیز این مَثَلی است برای شما:

چه بسیار کسان که می‌خواستند دیوِشان را از خود بیرون کنند و خود به گراز بدل شدند."

نیچه فکر می کرد چون این گونه اشخاص براه پارسایی رفته اند چنین شده اند. زیرا پارسایی برازنده اندام آنان نبوده است.

من تصور می کنم علت اصلی این کوشش بی نتیجه و یا خراب نتیجه، یا بعلت عدم درک حقیقت اصلی و اشتباه فهمیدن آن بوده ، و یا این که شخص در بیرون کردن دیو درون راه افراط را در پیش گر فته وسرانجام خود او دیو شده است.

امیر تهرانی

شبه یادداشتها: دروغ چه شکلی است؟

راستش دروغ شکل مادی ندارد ولی می تواند هم چون گرد باد ی کوبنده هم زیان مادی و هم زیان معنوی ببار می آورد.

در مورد شکل دروغ یکی از نمونه های مورد نظر من گلهای سمی هستند.چون این نوع گلها در ظاهر زیبا، دلپذیر، طناز هستند، چشم و دل را می فریبند، در دل شوری و در سر شوقی می آفرینند! ولی دست زدن و بوییدن آنها و یا مصرف آنها انسان را دچار صدمات مهلک می سازند. دروغ هم همینطور است.

ضمنا اگر از لحاظ فلسفی به موضوع نگاه کنیم، یک سخن دروغ، یک نوشته دروغ همه اینها چند ویژگی ذاتی دارند:

-افراط و گنده گویی

- نداشتن منطق مستدل علمی

- کلمات شکل مسخره، انگ زدن و فشار دارند.

- دعوت به نوعی ر خوت و بی خبری می کنند

- مرکز خرافات، ترس، شوق را در ذهن تحریک می کنند.

امیرتهرانی

شبه یادداشتها: دروغ چه شکلی دارد؟

راستش دروغ شکل مادی ندارد ولی می تواند هم چون گرد باد ی کوبنده هم زیان مادی و هم زیان معنوی ببار می آورد.

در مورد شکل دروغ یکی از نمونه های مورد نظر من گلهای سمی هستند.چون این نوع گلها در ظاهر زیبا، دلپذیر، طناز هستند، چشم و دل را می فریبند، در دل شوری و در سر شوقی می آفرینند! ولی دست زدن و بوییدن آنها و یا مصرف آنها انسان را دچار صدمات مهلک می سازند. دروغ هم همینطور است.

ضمنا اگر از لحاظ فلسفی به موضوع نگاه کنیم، یک سخن دروغ، یک نوشته دروغ همه اینها چند ویژگی ذاتی دارند:

-افراط و گنده گویی

- نداشتن منطق مستدل علمی

- کلمات شکل مسخره، انگ زدن و فشار دارند.

- دعوت به نوعی ر خوت و بی خبری می کنند

- مرکز خرافات، ترس، شوق را در ذهن تحریک می کنند.

امیرتهرانی