روانشناسانی که دروغگو و نژاد پرست بودند
روانشناسی و نژاد پرستی
باید مردم شرق و غیر غربی وغیر اروپایی خود کتاب ها ی انسان شناسی، جامعه شناسی، روانشناسی و مردم شناسی اشان را بنویسند. برای نمونه کتاب زمینه روانشناسی اتکینسون و هیلگارد که فعلا در ایران به چاپ شانزدهم رسیده است اکنون بعنوان کتاب نژاد پرستی معرفی شده است.
چون دو پژوهشگر بنامهای اوسو بمپاه و هویت در سال (۱۹۹۴) مدارکِ آشکاری از تبعیضِ نژادی در تکست بوکهای مشهورِ روانشناسیِ ، آتکینسون، اسمیت و بم (۱۹۹۳) را منتشر کردند که پرده از راز های مهمی برداشتند.
- آنها نشان دادند که آتکینسون و دیگران، فرهنگها را بر مبنای غربی بودن یا غربی نبودن دستهبندی کردهاند.
(کتاب زمینه روان شناسی اتکینسون و هیلگارد نوشته: سوزان نولن ، هکسماو... ، )
- در تقسیم بندیِ آنها تمامیِ فرهنگهای غربی در یک گروه و بقیهٔ فرهنگهای جهان در گروه دیگر قرار میگیرند.
- آنها همچنین متوجه شدند که در بررسی قبایلِ آفریقایی هیچ گونه تلاشی جهتِ مشخص نمودنِ اینکه کدامیک از قبایلِ آفریقایی موردِ مطالعه هستند صورت نگرفتهاست.
- هوویت و اوسو بمپاه طی مطالعات خود چنین نتیجه گرفتند: «آتکینسون و دیگران (۱۹۹۳) فرهنگهای دیگر را بر مبنای تکنولوژی و دستاوردهای فرهنگی اروپا و آمریکا ارزیابی کردهاند.
- هم چنین آنان ثابت نمودند که فرهنگهایی که دارای استانداردهای مستبدانهٔ اروپا محور نیستند اغلب با عناوینِ « ابتدایی »، «توسعه نیافته » یا در بهترین حالت، «در حال توسعه » توصیف میشوند. لازم است که مدرسان کتابهای فوق به هنگام تدریس این کتابها این نکات را به دانشجویان خود بیاموزند.
- در این دسته بندیِ نژاد پرستانه، تمامیِ اخلاقیات، آیین های قومی - مذهبی، و… نادیده انگاشته شدهاند.
- این نوع نگرش نتیجهای جز برتر شمردنِ سفید پوستان و آنهم از نوع غر بیش و تاییدِ شیوههای زندگی آنها و از طرفِ دیگر محرومیتِ دیگر ملل و تحقیر فرهنگِ ایشان به همراه نداشتهاست.
- آنها پس از بررسیِ تمامیِ مباحثِ مجلهها ی روانشناسی اجتماعی و کلینیکی بریتانیا طی سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۸۰ با نهایتِ حیرت دریافتند که در بررسیِ شخصیتیِ افرادِ فرهنگ های غیر غربی از تستهای غربی که هیچ تناسبی با فرهنگهای مذکور نداشتند استفاده شدهاست.
- همانطوری که آنها نشان دادهاند: «هیچ تلاشی در جهتِ فهمِ ساختارهای شخصیتیِ فرهنگهای دیگر (مثلاً غناییها یا چینیها) از طریقِ دیدگاه های موجود در همان فرهنگها صورت نگرفتهاست و آنچه ارائه شدهاست بررسی این فرهنگها با ملاکهای غربی و نامربوط بودهاست.»
- این نوع آموزش ها مردمان غیر اروپایی و غیر آمریکایی را غیر مستقیم به سمت ضعف شخصیت و خود کوچک بینی سوق می دهد و او را وا می دارد که از همه هستی و شخصیت خود بگذرد تا همسو با غربیها و اروپاییها شود.
- یک نکته بارز در مورد ژاپن که بصورت استثناء در آمده این است که ژاپن مدرنیته را پذیرفت ولی فرهنگ خود را منهدم نساخت و به آن پای بند ماند.
- منبع : مبانی شناخت انسان: نوشته مایکل آیزنگ
- به روایت ویکپدیا
- امیر تهرانی
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر ۱۴۰۱ ساعت 13:10 توسط امیر تهرانی راد
|