معجزه کتاب خوانی : یعنی همان موضوعی که به آن بی علاقه ایم
دکتر کیت اوتلی، روانشناس شناخت، میگوید کتاب خوانها مکرر در آزمونهای «نظریه ذهن» نمرات بالاتری می گیرند — یعنی توانایی فهم افکار و احساسات دیگران در آنان بیشتر است.چون کتاب خوانی باعث می شود ظرافت فکر پیدا کنید.
پس اگر مهمانیها برایتان کسلکنندهاند و کتابفروشیها انرژیبخش، این تکبر و خود خواهی به شمار نمی آید؛ این ویژگی شما یعنی؛ ذهنتان در جستجوی لایههاست، نه عنوان ها
متخصص دیگر گفته است: من هنوز آن سفر آخر هفته به بیگ سور را به یاد دارم که تمام صبح پیادهروی کردم، به نقطهای روبروی اقیانوس رسیدم و تا غروب خورشید کتاب آنی دیلارد را خواندم. هیچ سیگنال تلفن، هیچ مکالمهای —فقط خوشبختی خالص.
ترجیح دادن کتابها یعنی اینکه یاد گرفتهاید تنها بودن به معنای تنهایی نیست. شما با برگشت به درون خودتان شارژ میشوید و اجازه میدهید کلمات نوشته شده ذهنتان را هدایت کنند، نه سر و صدای بیرونی.
سوزان کین در کتاب «ساکت» این را «زمان بازیابی انرژی» مینامد — لحظاتی که درونگراها برای تجدید انرژیشان اختصاص میدهند. شما این را یاد گرفتهاید. جمعها میتوانند سرگرمکننده باشند، اما تحریک اجتماعی طولانی مدت سریعتر از آنچه فکر میکنید شما را خسته میکند.
تنهایی ( همراه با مطالعه ، آموختن ) ذهن شما را شارژ میکند و شما را برای تعاملات مهمتر تیزهوشتر میسازد.
نکته جالب این است: در حالی که به تنهایی ( سازنده ) علاقهمندید، اغلب نسبت به احساسات انسانها حساستر از پرجنب و جوشترین فرد در اتاق هستید.
چون کتابها شما را به پوست فرد دیگری میبرند.
مری آن ولف، نوروساینتیست و مدافع مطالعه، توضیح میدهد که داستانهای ادبی بخشهایی از مغز که به همدلی و دیدگاه دیگران مرتبط است را فعال میکنند.
اصولاً ذهن یک کتاب خوان و مطالعه گر مانند یک شرکت با بودجه نامحدود است.شخص کتاب خوان و دوستدار مطالعه از تخیل خلاق بر خوردار می شود. شخص مطالعه گر و کتاب خوان هر شایعه و مطلب ساختگی را در جا باور نمی کند. چون در همان داستانها و حکایتها ، در همان نوشتجات و تحقیقات با اینگونه ترفند ها آشنا شده است و حقیقت را از افسانه و شایعه آسان تر تشخیص می دهد. سرانجام کلام آن که: مردمان کتاب خوان و مطالعه گر و با معلومات را نمی توان به سادگی سر کار گذاشت و زندگی آنها را به بازی گرفت.
با استفاده از مقاله کتاب خوانی در سایت اندیشه معاصر
امیر تهرانی